چوبشناسی ( جزوه درسی دکتر کریمی- کتاب اطلس چوبهای شمال ایران)

 خلاصه جزوه چوبشناسی دکتر کریمی و حفاظت صنعتی
1.چوب شناسی
جزوه دکتر کریمی ( دانشگاه تهران )
خلاصه ای از کتاب اطلس چوبهای شمال ایران
 در این بخش به جزوه دکتر کریمی ( چوب شناسی – دانشگاه تهران) که اینجانب آنرا خلاصه و نکات کنکوری آنرا در آورده ام ، خواهیم پرداخت.
• چوب ماده ای متخلخل ، دارای خاصیت جذب و دفع آب ( هیگروسکوپیک) ، از هر سو نایکسان( آنیزوتروپ) و ناهمگن( هتروژن) است.
• تعریف چوب از لحاظ گیاه شناسی : چوب قسمتی از درخت است که وظیفه استحکام ، نگهداری و هدایت شیره خام از ریشه به تاج را بر عهده داشته و دارای بافت ثانویه چوبی ( Xylem ) می باشد و لایه زاینده آنرا می پوشاند.
• تعریف چوب از لحاظ تجارتی و داد و ستد : ماده ای جامد که بین پوست و مغز قرار گرفته و می تواند بصورت خام یا تبدیل شده به مصرف برسد.
• تعریف چوب از لحاظ تکنولوژی و علم فیزیک: ماده جامد سازمان یافته ، فیبری - اسفنجی که حاصل زندگی درخت است ودارای خواص هر سو نایکسانی و ناهمگنی می باشد.
• تعریف چوب از لحاظ شیمیایی : جسمی است آلی ، شامل ترکیبات پلی ساکاریدی و فنلی .
• هیگروسکوپی : قابلیت جذب و دفع آب
• آنیزوتروپی : تغییر ابعاد آن در جهات مختلف ( شعاعی ، مماسی، عرضی، محوری ) یکسان نیست.
• هتروژن: سلولهای تشکیل دهنده آن همگی یک شکل و یکنواخت نیستند.
• سلولز و همی سلولز هر دو نمگیر بوده و خاصیت جذب آب چوب به همین دلیل است.
• سلولز ( پلیمر خطی- گلوکز ) فراوانترین ماده آلی موجود در طبیعت می باشد.
• لیگنین پلیمر سه بعدی از واحدهای فنیل پروپان می باشد که در سه جهت به هم متصلند.
• گیاهان چوبی می بایست دارای ویژگیهای زیر باشند:
1.     آوند داشته باشند – دارای سیستم نقل و انتقال ( Vascular Plants )
2.     دارای تنه دائمی ( Bole )
3.     چند ساله ( Perennial plants )
4.     دارای ساختمان ثانویه ( Xylem )
• طبقه بندی گیاهان چوبی از نظر بلندی ساقه :
1.     درخت: دارای تنه – حداقل بلندی 7 متر مانند : راش ، بلندمازو، چنار ...
2.     درخت کوچک : دارای شرایط درخت ولی به بلندی 7 متر نمی رسد. مانند : ال، بیدمشک، سیب ، گلابی ، آلو و ...
3.     درختچه ( shrub ) : بلندی آن از 4 متر بیشتر نیست – ساقه از پایین منشعب است. مانند : زرشک، سیاه تلو، خرزهره و ...
4.     بوته ( Bush ) : بلندی آن از یک متر تجاوز نمی کند . مانند : کوله خاس ، پرند و سالسولا.
5.     پیچ ( گیاه خزنده – Liana    Climber - ) : بدور گیاهان دیگر می پیچد. مانند : داردوست، مو و ...
• نوعی دیگر از تقسیم بندی گیاهان از نظر بلندی به طریق زیر است : 
1.     نانوفانرونیت : ارتفاع ساقه به بلندی 2 متر می رسد.
2.     میکروفانرونیت : بلندی از 2 تا 7 متر
3.     مزوفانرونیت : حداقل 7 متر ، حداکثر 30 متر
4.     مگافانرونیت : بلندی بیش از 30 متر
• قسمتهای  مختلف درخت از پایین به بالا عبارتند از :
1.     ریشه ( Root )
2.     طوقه ( Collar ) : حدفاصل بین ریشه و ساقه به موازات سطح زمین.
3.     ساقه ( Stem ) : از طوقه تا جوانه انتهایی.
• قسمتهای مختلف ساقه عبارتند از :
1.     کنده ( Stump ) : قسمت پایین ساقه ( حداکثر تا یک متر ) به اضافه ریشه
2.     تنه ( Clean Bole ) : از بالای کنده تا اولین شاخه
3.     دار ( Pole ) : قسمت بالای کنده تا جایی که مناسب الوار گیری باشد .
4.     تیرک : قسمت فوقانی ساقه از بالای دار تا جوانه انتهایی
5.     گرزن یا تاج ( Crown ) : مجموع شاخ وبرگ درخت.
• دانه هر گیاه شامل دو بخش است : (1) رویان (جنین) (2) آندوسپرم (خورش)
• رشد دانه به ترتیب زیر اتفاق می افتد: در صورت وجود شرایط مناسب ( دما، رطوبت و نور ) هورمون جیبریلین به میزان 1 ppm ترشح می شود، این ماده به سلولهای واجد آلورون که سلولهای آندوسپرم را احاطه کرده اند نفوذ می کند . این عمل باث ساختن دیاستازهای مختلف (آنزیم) می گردد. دیاستازها سببب تجزیه و محلول شدن مواد ذخیره ای دانه می گردند.
•  هورمونهایی که جهت تامین رشد گیاه لازمند عبارتند از : اکسین و سیتوکینین.
•  خصوصیات یک سلول جوانه انتهایی و یا مریستمی اولیه : غشاء بسیار نازک ، سیتوپلاسم غلیظ، هسته درشت، فاقد واکوئل.
•  تئوریهای مربوط به رشد جوانه انتهایی :
•  تئوری هیستوژنی ( بافت سازی ) :
1.     سلولهای طبقه اول بشره را می سازند .
2.     سلولهای طبقه  دوم پوست را می سازند .
3.     سلولهای طبقه سوم استوانه مرکزی را می سازند.
 
•  تئوری تونیکا – کرپوس( Tonica&Corpus ) جوانه انتهایی شامل دو بخش است :
1.     بخش فوقانی ( Tonica ) : سلولهای آن در جهت موازی با سطح جوانه تقسیم می گردد.
2.     بخش مرکزی ( Corpus ) : توده ای از سلولهای زایا که در جهات مختلف تقسیم می گردند. ( هر دو نظریه فوق بدلیل عدم دخالت جوانه انتهایی در رشد اصلی رد گردیده اند .)
 
•  تئوری حلقه زایای ابتدایی ( Annual Initial ) یا تئوری پلانتوفل : سلولهای واقع در پایین و اطراف انتهای جوانه زایا و فعالند . این سلولها حلقه زایای ابتدایی را در قسمت کناری و پایین جوانه انتهایی بازدانگان و نهاندانگان را تولید می نماید.
•  سلولهای واقع در قسمت مرکزی جوانه با تقسیمات خود مغز ساقه را می سازند.
•  تئوری پلانتوفل – بووارت ( تئوری کامل شده و مورد تایید ) : سه نوع سلول در جوانه انتهایی وجود دارد :
1.     سلولهای مریستم انتهایی : فعالیت چندانی در رشد جوانه انتهایی ندارد – در تشکیل گل بسیار فعال.
2.     حلقه زاینده جانبی یا زیر انتهایی ( حلقه پلانتوفل ) : بسیار فعال – رویش بافتهای انتهایی و برگها را برعهده دارد.
3.     مریستم مغزی : در وسط حلقه زاینده و زیر مریستم انتهایی قرار دارد و مغز ساقه را می سازد.
 
•  سلولهای حاصل از حلقه زاینده جانبی یا زیر انتهایی عبارتند از :
•  لایه زاینده اولیه پوست ( First Epidermis )
•  لایه کامبیوم ابتدایی ( Procambium )؛ بطرف خارج بافت آبکش اولیه و بطرف داخل بافت چوبی اولیه را می سازد.
روش تشکیل کامبیوم : در اثر فعالیت پروکامبیوم به حلقه کامل ( کامبیوم ) تبدیل می شود و باعث تشکیل بافت آبکش و چوبی ثانویه می گردد.
•  رویش طولی : بافت اولیه و رویش اولیه
•  رویش قطری : رویش ثانویه ( طبقات چوبی و آبکش )
•  لایه کامبیوم از دو نوع سلول تشکیل شده است :
1.     سلولهای بلند و باریک که در جهت طولی ساقه قرار گرفته اند و عناصر طولی را می سازندو به دوکهای اولیه ( Fusiform Initials ) معروفند. در مقطع عرضی چند ضلعی و در انتها هرمی شکل هستند.
2.     سلولهای مادری پره ها ( Ray Initials ) : از سلولهای دوکی به مراتب کوچکترند و بطرف خارج پره های بافت آبکشی ( Phloem Rays ) و بطرف داخل پره های چوبی ( Xylary Rays ) را تولید می نمایند.
 •  هورمونهای فعال کننده کامبیوم عبارتند از : ایندول استیک اسید ( IAA ) و جیبریلیک اسید
•  فعالیت سلولهای کامبیومی از بالا به پایین بر اساس زمان می باشد.
•  تقسیم سلولهای کامبیومی به روش میتوز صورت می گیرد.
•  تقسیم آنتی کلینالی یا تقسیم مماسی : تقسیم سلولهای کامبیومی اولیه به کناره ها – افزایش محیط کامبیوم
•  تقسیم پری کلینالی یا تقسیم شعاعی : تقسیم سلولهای کامبیومی در جهت عقب و جلو ( قطور شدن استوانه مرکزی ). در این تقسیم سلولهای اصلی دوکی شکل به دو نوع سلول تقسیم می شوند ، یک نوع مریستمی و بخشی از کامبیوم باقی می مانند و یک نوع دیگر سلولهای مادری چوب یا آبکش می گردند.
•  تشکیل بافت چوبی مغز گریز است یعنی هرچه از مغز ( درخت یا ساقه ) دورتر شویم ، طبقات چوبی جوانتر است.
•  تشکیل بافت آبکش مغز گراست یعنی طبقات نزدیکتر به مغز ساقه جوانترند.
•  در پهن برگان متوسط ضخامت بافت آبکشی در هر سال تقریبا 0.1 و در سوزنی برگان 3/1 بافت چوبی همان سال است.
          روشهای توسعه لایه کامبیومی :
1.     تقسیم آنتی کلیینالی دوکهای اولیه
2.     رشد قطری سلولهای کامبیومی و پره های اولیه
3.     افزایش تعداد پره های اولیه
       عوامل کنترل دوره رویش کامبیوم عبارتند از :
1.     کوتاه شدن طول روز
2.     کاهش شدت نور
3.     کمبود آب و مواد غذایی
4.     هوای گرم اواسط تابستان
5.     سرما
  فعالیت کامبیوم با افزایش سن کاهش می یابد.
   پره های چوبی توسط سلولهای پره های مادری کامبیوم ساخته می شود.
   دوکهای اولیه کامبیوم در سوزنی برگان تراکئیدها و پارانشیمهای طولی را تولید می نمایند و در پهن برگان ، فیبر ، آوند و پارانشیم طولی را تولید می نمایند.
     سلولهای حاصل از کامبیوم شامل قسمتهای زیر است :
1.     ماده بین سلولی
2.     غشاء سلولی ( نازک و شفاف )
3.     پروتوپلاسم ( هسته و پلاستید و... )
     دسته ای از سلولها ( بافت چوبی ) پس از تغییرات آنتوژنی ( نسل گرایی ) به عناصر چوبی تبدیل می گردند .
تبدیل بافت چوبی به عناصر چوبی به صورت زیر است : ابتدا تعداد واکوئلها افزایش می یابد و سپس هسته و سیتوپلاسم به یک طرف غشاء رانده می شوند. بعد از این مرحله ماده بین سلولی و غشاء اولیه کشیده و نازک می شوند، سطح سلول افزایش می یابد و سلول رویش حجمی پیدا می کند.
 تئوری اینتوسوسپشن ( Intuussusception Theory ) : نحوه رویش سطحی غشاء اولیه را بیان می کند. غشاء سلولی از ذرات بسیار ریز درست شده که در بین این ذرات قشر بسیار نازکی از آب وجود دارد . هنگام توروژوسانس این ذرات از هم فاصله گرفته و ضخامت قشر آب افزایش یافته و همزمان ذرات جدید پروتوپلاسم تشکیل شده و جایگزین می گردد و غشاء سلول افزایش می یابد.
    دو تئوری مربوط به رویش قطری دیواره سلولی :
1.     تئوری آپوزیشن ( Apposition Theory ) : بر اساس این تئوری ذراتی همانند ذرات فوق الذکر ( واحدهای سازنده سلولز ، همی سلولز ، لیگنین ) در بین سلولها مستقر و بصورت مجزا روی غشاء اولیه قرار می گیرند؛ ضخامت افزایش می یابد.
2.     تئوری سوپر پوزیشن ( Superposition Theory ) : در هر مرحله ذرات جدید بصورت قشری روی ذرات قبلی غشاء سلول قرار می گیرند. در تمام مراحل ضخیم شدن غشاء سلول زنده است.
        ضخیم شدن دیواره نتیجه فعالیت پروتوپلاسم است.
  فیبرها بدلیل خاصیت استحکامی از ضخامت دیواره سلولی بالایی برخوردارند.
 ایجاد منافذ ( Pits ) : ضمن افزایش ضخامت دیواره سلولی بخشهایی از آن ضخیم نمی شوند و منافذ را بوجود می آورند.
 در آخرین مرحله رویش یا تکامل سلول چوبی قسمتهای زیر در سلول کامل دیده می شود :
1.     جدار بین سلولی ( قسمت عمده لیگنین و پکتین )
2.     جدار اولیه ( غشاء نازک – لیگنین )
3.     جدار ثانویه ( قسمت عمده از سلولز –ضخامت به مراتب بیشتر از سایر لایه ها )
جدار ثانویه شامل لایه های زیر است :
1.     لایه خارجی ( S1 ) : روی غشاء اولیه قرار دارد و بسیار نازک است – فیبریلهای تشکیل دهنده لاملها زاویه ای حدود 90 – 70 درجه نسبت به محور قائم الیاف می سازند.
2.     لایه میانی ( S2 ) : دارای لاملهای فراوان – کمترین زاویه نسبت به محور طولی سلول ( 30 – 20 درجه ) – قطورترین لایه
3.     لایه داخلی ( S3 ) : غشای نازک – زاویه میکروفیبریلها با محور طولی زیاد ( 80 – 70 درجه )
 دسته های سلولز در بعضی مناطق نامنظم و درهم ( 30% ) و در اکثر موارد کریستالی و منظم هستند ، این دستجات را همی سلولزها احاطه کرده و تشکیل میکروفیبریلها را می دهند و میکروفیبریلها بوسیله لیگنین و همی سلولز به هم متصلند.
 لایه زگیلی  ( Warty Layer ) : در سوزنی برگان و بعضی پهن برگان علاوه بر دیواره ثانویه غشاء نازک ( با ترکیبات شبه لیگنین ، کربوهیدرات و پکتین ) در سطح داخلی سلول وجود دارد . دیواره ثانویه که در اثر ضخیم شدن دیواره فیبر بوجود می آید ، دارای درصد لیگنین کمتری نسبت به دیواره اولیه و بالاخص دیواره بین سلولی است.
 غلضت لیگنین در لایه S2 بیشتر است.
 
•  انواع منافذ در سلولهای چوبی :
1.     منافذ ساده ( Simple pit pairs  ) : دیواره ثانویه در اطراف این مجاری کاملا مستقیم است.
2.     منافذ هاله ای ( Bordered Pit Pairs ) : در منافذ سوزنی برگان بخش ( دیواره اولیه و لایه بین سلولی ) ضخیم شده و سپر ( Torus ) را بوجود آورده ، حاشیه توروس را مارگو می نامند.
3.     منافذ نیمه هاله ای ( Half-Bordered Pit Pairs ) : روی دیواره بین دو سلول که یکی دارای منافذ ساده ( پارانشیمهای عرضی ) و دیگری از نوع هاله ای ( فیبر و تراکئید ) بوجود می آید.
•  انواع منافذ در سلولهای مختلف :
1.     دو سلول پارانشیمی مجاور – ساده
2.     دو سلول آوندی مجاور – هاله ای بدون سپر
3.     دوسلول فیبری مجاور – هاله ای بدون سپر
4.     یک سلول پارانشیمی و دیگر سلول آوندی یا فیبری – نیمه هاله ای
5.     فیبر – آوند ( بندرت دیده می شود ) – منافذ در فیبرهای لیبری فرم بیشتر ساده اند تا هاله ای
6.     دو تراکئید طولی – دو تراکئید عرضی – تراکئیدهای طولی و عرضی – هاله ای سپردار
7.     پارانشیمهای عرضی – پارانشیمهای طولی – پارانشیم عرضی با طولی ( سوزنی برگان ) – ساده
8.     بین تراکئیدها با پارانشیمهای عرضی یا طولی – نیمه هاله ای
•  آوندهای چوبی ( Vessels ) : بخشی از سلولها که از سلولهای مادری کامبیومی جدا شده و در جهت طولی ساقه در امتداد هم برای انتقال شیره خام قرار گرفته اند ، آوند نامیده می شوند .
•  اندازه آوندها از سلولهای مادری کامبیومی کوتاهتر است.
•  زمان تشکیل آوندها قبل از سایر عناصر طولی چوبی است ( 3 تا 43 روز قبل از فیبرها ) و انتهای آوندها غالبا باز است.
•  دریچه منفرد آوند در گونه هایی مانند : راش ، بلندمازو ، آزاد ، افرا ، اوکالیپتوس و گردو دیده می شود .
•  دریچه نردبانی آوند در گونه هایی مانند : انجیلی ، فندق و شمشاد دیده می شود .
•  آوندها در سطوح جانبی از طریق منافذ هاله ای بدون سپر با یکدیگر در ارتباط هستند .
•  ضخامت مارپیچی روی دیواره آوند در گونه هایی مانند : شیردار ، نارون ، توس ، نمدار و لیلکی دیده می شود.
•  حجم اشغال شده توسط آوند ها در چوبهای سبک بیشتر از چوبهای سنگین است ( 50 – 10 درصد حجم چوب را آوند اشغال می نماید.)
•  حفرات آوندی گاهی اوقات توسط تیل مسدود می شود. مانند بلندمازو و اقاقیا
•  تعریف تیل : غشای سلولی که از طریق پونکتواسیونهای پارانشیمی مجاور وارد آوندها می گردند.
•  چوبها را بر اساس پراکنش آوندها به سه گروه ذیل تقسیم می نمایند:
1.     بخش روزنه ای ( Ring Porous )
.     نیمه بخش روزنه ای ( Semi-Ring Porous )
3.     پراکنده آوند ( Diffuse Porous )
 
•  فیبرها : نظیر آوندها از سلولهای دوکی در جهت طولی ساقه تولید می شوند . اندازه آنها از سلولهای مادری بلندتر است. دیواره سلولی فیبرها بسیار ضخیم تر از آوند و قطر کلی و قطر حفره نسبت به آونها کوچکتر است. طول فیبرها نسبت به آوندها بلندتر و روزنه های آنها از نوع هاله ای می باشد.
•  فیبرها از نظر درصد وزنی 90 – 50 % سلول را اشغال می نمایند ( در چوبهای سنگین 90% - انجیلی ) و ( در چوبهای سبک 50% - صنوبر )
•  فیبرها از نظر نسبت حجمی 75 – 25 % سلول را اشغال می نمایند.
•  وظیفه اصلی فیبرها تامین استحکام است.
•  ضخامت فیبرها در چوبهای سبک کمتر از چوبهای سنگین است.
•  چوبهای با فیبر بیشتر و ضخیم تر دارای : جرم ویژه بیشتر ، استحکام ، دوام طبیعی و همکشیدگی و واکشیدگی بیشتری هستند.
•  فیبرهای چوبی تابستانه بزرگتر از فیبرهای بهاره هستند.
•  فیبرها به دو دسته گسترده تقسیم می شوند :
1.     تراکئیدهای آوندی ( Vascular Tracheids ) و تراکئیدهای گرد آوندی ( Vasicentric Tracheids  )
2.     فیبر تراکئیدها و فیبرهای لیبری فرم
 
•  تراکئیدهای آوندی دارای خصوصیات زیر است : کوتاه ، ته بسته ، منفذ دار ، به صورت ردیف های عمودی در حواشی خلل و فرج ریز چوب پایان برخی از چوبهای بخش روزنه ای ، دارای ضخامت مارپیچی ( نارون – داغداغان )
•  تراکئیدهای دور آوندی دارای خصوصیات زیر است :
1.     در ردیف های عمودی واقع نمی شوند.
2.     در اطراف حفرات چوب آغاز بصورت گروهی تجمع می یابند.
3.     نامنظم هستند.
4.     بیش از تراکئیدهای آوندی فیبری شده اند .
5.     دارای منفذ زیاد هستند.
6.     بدون ضخامت مارپیچی ( بلوط و اوکالیپتوس )
•  الیاف حقیقی پهن برگ دیواره ضخیم و انتهای تیز دارند. اگر بسیار کم منفذ و ساده باشند فیبر لیبری فرم است و اگر دارای ضخامت متغیر ، انتهای گرد و باریک شده و منافذ هاله ای کوچک باشد ، فیبر تراکئید است.
•  پارانشیمهای طولی (  longitudinal parenchyma ) دارای دیواره نازک ، منافذ ساده ، انتهای باریک هستند و از سلولهای دوکی ( مادری ) منشاء گرفته اند و وظیفه اصلی آنها ذخیره مواد غذایی است.
•  پارانشیم طولی در چوب بلندمازو بصورت دور آوندی ، پراکنده و زنجیره های مماسی دیده می شود.
•  پارانشیم طولی در چوب آزاد به همراه آوندهای چوب تابستانه تشکیل نوارهای زیکزاک و پیوسته ای را می دهد.
•  پارانشیم طولی در چوب زبان گنجشک به شکل گرد آوندی می باشد.
•  با افزایش درصد پارانشیم طولی خاصیت الاستیسیته ( ارتجاع پذیری ) افزایش می یابد.
•  پره های چوبی یا پارانشیمهای عرضی ( Rays ) : از سلولهای مادری پره چوبی در جهت شعاعی دوایر چوبی تولید می گردند. دیواره نازک ، منفذ ساده دارند و از نظر ابعاد نسبت به فیبر و آوند و ... بسیار کوچکترند . در چوب نقش پود را بازی می کنند.
•  وظیفه پره های چوبی ذخیره و انتقال مواد غذایی از آبکشها به سایر قسمتهای چوب است.
•  پره های چوبی آخرین واحدهای ساختمانی چوب هسنتد که می میرند.
•  تغذیه لایه کامبیوم و بخش آبکشها توسط همین پره ها صورت می گیرد.
•  تراکئیدها : هم نقش استحکامی و هم نقش نقل و انتقال املاح معدنی و آب را بر عهده دارند95 – 90 % حجم سلول سوزنی برگان را پر می نمایند. انتهای تراکئیدها گرد وبسته می باشد و توسط منافذ هاله ای سپردار که در جهت شعاعی قرار دارند با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.  تعداد منافذ در تراکئیدهای بهاره بیشتر از تراکئیدهای تابستانه می باشد. اندازه منافذ در تراکئیدهای بهاره بزرگتر است. طول و ضخامت جدار تراکئیدهای تابستانه بیشتر ولی قطر آنها کمتر از تراکئیدهای بهاره است. با افزایش سن درخت طول و قطر تراکئیدهای تولیدی بیشتر می شود.
•  محل تلاقی تراکئیدها با پارانشیمهای عرضی Cross Field  نامیده می شود.
•  پارانشیم ذخیره ای و پارانشیم ترشحی هر دو محل ذخیره مواد استخراجی و یا مواد غیر دیواره ای می باشند.
•  پارانشیمهای ذخیره ای در سوزنی برگان زیاد نیستند ولی در سدرها ، سرخ چوب و سرو بیشتر دیده می شوند.
•  پارانشیمهای ترشحی در اطراف کانالهای مترشحه رزین وجود دارد.
•  تفاوت پره های چوبی در سوزنی برگان و پهن برگان در اندازه آنهاست که بسیار کوچکترند.( اکثرا یک ردیفه و دو ردیفه هستند) .
•  سلولهای پره ها از نوع تراکئیدهای عرضی ، دیواره ضخیم ، منافذ هاله ای و طول کمتر دارند.
•  تراکئید عرضی دندانه دار در کاجهای سخت دیده می شود.
•  پره همگن ( Homogeneous Ray ) : تنها از ترکئیدهای عرضی و یا فقط از سلولهای پارانشیمی تشکیل شده باشد.
•  پره ناهمگن ( Heterogeneous Ray ) : دارای هر دو نوع سلول می باشد.
•  پره های دوکی ( Fusiform Ray ) : در بعضی سوزنی برگان در وسط پره های چوبی عرضی مجاری رزینی وجود دارد. اطراف این مجاری را سلولهای اپیتلیوم فرا گرفته و معمولا کانالهای رزینی عرضی و طولی با هم توام می گردند.
•  جهات چوب :
1.     مقطع یا برش عرضی ( Transverse Surface ) : سطح این برش عمود بر محور طولی ساقه می باشد.
2.     برش شعاعی ( Radial Surface ) : این برش موازی با جهت پره های چوبی است.
3.     برش مماسی ( Tangential Surface ) : این برش عمود بر شعاع دوایر سالیانه می باشد.
•  بهترین برش مماسی در هنگام لوله بری اتفاق می افتد.
•  بهترین برش شعاعی از مرکز گرده بینه است.
•  هرچه برشهای مماسی به مغز نزدیکتر می شوند ، متمایل به برش شعاعی می گردند.
•  چوب آغاز ( Early Wood ) : عناصر درشت تر – دارای حفره بزرگتر و دیواره نازکتر – بخش روشن نوار رویشی ( بطرف مغز ساقه ) – به آن چوب بهاره نیز می گویند.
•  چوب پایان (Late Wood ) : دیواره ضخیم تر – بخش تیره نوار رویشی به سمت خارج – به آن چوب تابستانه نیز می گویند.
•  تعریف حد رویش : حدفاصل چوب آغاز هر دوره با چوب پایان دوره قبل را حد رویش می گویند.
 دوایر سالیانه ( Annual Rings ) : حد رویش در چوبهای نواحی معتدله – حدهای بین چوب بهاره هر سال با چوب تابستانه سال قبل – تعیین سن درخت
لایه رویشی یا طبقه رویشی : مجموع چوب آغاز و چوب پایان یک دوره رویش را طبقه یا لایه رویشی می گویند.
حلقه سالیانه نادرست ( False Rings ) : در بعضی سالها بدلایل متعدد ( شرایط آب و هوایی مانند سرمای دیررس بهاره ، گرما در پایان دوره رویش و ... ) بجای یک دایره ، دو یا چند حلقه تشکیل می گردد. . چون این حلقه ها گویای یکسال سن درخت نمی باشند به دوایر نادرست معروفند.
در دوایر حقیقی دیواره الیاف چوبی از بهاره بطرف تابستانه تدریجا افزایش می یابد ، ولی در سلولهای این دوایر ابتدا افزایش و سپس کاهش می یابد.
 در ایران از سوزنی برگان ارس و زربین و از پهن برگان انجیلی اغلب دارای دوایر نادرست هستند.
دوایر بریده (  Discontinuous Rings ) : کامبیوم بعضی از درختان در سمتی از ساقه فعالیت خود را متوقف می کند و از آن پس در آن سمت چوب تولید نمی کند.
عوامل موثر در ایجاد دوایر بریده عبارتند از :
1.     سن درخت
2.     نرسیدن مواد غذایی به قسمتی از کامبیوم
3.     یک طرفه بودن تاج پوشش
4.     خسارت دیدن کامبیوم یا پوست
چوب برون و چوب درون ( Sap Wood & Heart Wood ) : در چوبهای جوان تمامی اجزای سلول زنده اند  و اعمال خود را بطور کامل انجام می دهند ، بتدریج که بر سن درخت افزوده می شود و تعداد لایه های چوبی افزایش می یابد و بخش  عمده ای از عناصر طولی می میرند ( پارانشیمها زنده اند ) ، سلولهای دوایر از مرکز به سمت پوست می میرند و تنها نقش استقامتی را ایفا می نمایند .
دوایری که فعالیت فیزیولوژیکی دارند به چوب برون معروفند .
درون چوب شدن اغلب با تیره شدن آن همراه است.
چند گونه بدون چوب درون مشخص ( بدون تغییر رنگ ) : شمشاد ، انجیلی ، افرا ، توسکا ، نمدار و بعضی صنوبرها
چند گونه با چوب درون مشخص :  نارونها ، اقاقیا ( درون چوب قهوه ای شکلاتی ) ، بلوط ، توت ، لیلکی ، گل ابریشم ، شب خسب و گردو.
چوب درونی شدن از سن خاصی در هر گونه آغاز می شود . این بافت با مواد استخراجی آلی ناشی از نشاسته ذخیره شده ، قندهای دیگر و چربیها نفوذ و پوشش داده می شوند.
 در پهن برگان رسوب مواد صمغی مثل ماده قرمز رنگ در لیلکی و ماده سیاه رنگ در آبنوس ممکن است آوندها را مسدود نمایند.
علت اصلی مرگ درخت در مورد نارون وشاه بلوط بوجود آمدن تیل در اثر واکنش به نفوذ قارچی در درخت در آخرین حلقه رویشی است.
چوب برون و چوب درون در موارد ذیل با یکدیگر اختلاف دارند :
1.     رطوبت چوب برون خیلی بیشتر از درون چوب است .
2.     وزن مخصوص درون چوب ( مخصوصا در سوزنی برگان) نسبت به برون چوب بیشتر است.
3.     نفوذپذیری و اشباع پذیری چوب درون از چوب برون کمتر است .
.     دوام طبیعی چوب درون بیشتر است.
چوب درون نادرست ( False Heart Wood ) : در گونه هایی که چوب درون مشخص ندارند بیشتر یافت می شود ( غالبا در سنین بالا ) . برخلاف چوب درون حقیقی دایره ای شکل و منظم نیستند.
علت ایجاد چوب درون نادرست ترکیبات خاک رویشگاه ، بخصوص PH و حمله قارچها بیان می کنند.
مغز ( Pith ) : در مرکز مقطع عرضی درخت ناحیه تیره ای دیده می شود که به آن مغز می گویند. مغز از سلولهای زنده پارانشیمی که از مریستم اولیه مشتق شدهاند تشکیل شده و محل ذخیره مواد غذایی و دفع مواد زائد است. یاخته های مغز بزودی می میرند و موادی که در آن ذخیره شده اکسید شده و آنرا رنگین می نماید
مغز در بعضی گونه ها به شکل مثلث با گو

/ 0 نظر / 235 بازدید